جزئیات آگهی
بازگشتچرا بعضی نامهای تجاری در ذهن میمانند و بعضی فراموش میشوند؟
چرا بعضی اسمهای تجاری در ذهن میمانند و بعضی خیلی زود فراموش میشوند؟
تا حالا شده اسم یک برند را فقط یک بار بشنوید و چند روز بعد هنوز یادتان باشد، اما اسم یک کسبوکار دیگر را چند بار ببینید و باز هم نتوانید به خاطر بیاورید؟
این اتفاق معمولاً تصادفی نیست.
نام یک کسبوکار اولین چیزی است که در بسیاری از مواقع از یک برند در ذهن مخاطب باقی میماند.
قبل از اینکه مشتری کیفیت محصول، خدمات یا حتی ظاهر مجموعه را بشناسد، ممکن است فقط با نام آن کسبوکار روبهرو شود.
اما چه چیزی باعث میشود یک اسم در ذهن بماند؟
یک اسم خوب لزوماً عجیب نیست
یکی از اشتباهات رایج هنگام انتخاب نام تجاری، تلاش برای انتخاب یک اسم بسیار عجیب و متفاوت است.
در حالی که متفاوت بودن بهتنهایی کافی نیست.
اگر اسم آنقدر پیچیده باشد که مشتری نتواند آن را درست بخواند، تلفظ کند یا به خاطر بسپارد، متفاوت بودن آن کمکی به برند نمیکند.
گاهی سادهترین اسمها ماندگارتر هستند؛ چون ذهن برای به خاطر سپردن آنها انرژی کمتری نیاز دارد.
سادگی، اگر درست انتخاب شود، میتواند یک مزیت باشد.
کوتاه بودن اسم چه اهمیتی دارد؟
نامهای کوتاه معمولاً راحتتر گفته و نوشته میشوند.
وقتی مشتری بخواهد اسم یک مجموعه را برای دوستش تعریف کند، آن را در شبکههای اجتماعی جستوجو کند یا در گوگل وارد کند، کوتاه و روان بودن نام میتواند کار را سادهتر کند.
البته کوتاه بودن به این معنا نیست که هر اسم سه یا چهار حرفی حتماً نام مناسبی است.
یک نام کوتاه اما بیمعنا و دشوار ممکن است بسیار کمتر از یک نام کمی بلندتر اما خوشآوا و قابلفهم در ذهن بماند.
بنابراین باید بین کوتاهی، خوانایی و قابلیت به خاطر سپردن تعادل ایجاد کرد.
اسم باید راحت گفته شود
یکی از آزمونهای ساده برای بررسی یک نام این است:
تصور کنید مشتری میخواهد اسم کسبوکار شما را تلفنی به فرد دیگری بگوید.
آیا طرف مقابل همان بار اول متوجه میشود؟
اگر لازم باشد نام را چند بار هجی کنید یا درباره تلفظ آن توضیح بدهید، احتمال دارد نام انتخابشده در ارتباطات روزمره دردسر ایجاد کند.
این موضوع بهخصوص برای کسبوکارهایی اهمیت دارد که بخش زیادی از مشتریانشان از طریق معرفی دیگران به آنها میرسند.
آیا اسم باید معنی مشخصی داشته باشد؟
نه همیشه.
بعضی نامهای تجاری مستقیماً به محصول یا خدمت اشاره میکنند و بعضی دیگر نامی هستند که بهمرور برای مخاطب معنا پیدا میکنند.
یک نام مستقل میتواند با تبلیغات، تجربه مشتری، طراحی بصری و فعالیت مستمر برند، هویت خودش را پیدا کند.
در واقع ممکن است یک کلمه در ابتدا برای مخاطب معنای خاصی نداشته باشد، اما بعد از مدتی با شنیدن آن، یک کسبوکار مشخص در ذهنش تداعی شود.
این همان جایی است که نام از یک کلمه ساده به یک برند تبدیل میشود.
نام تجاری باید قابلیت رشد داشته باشد
فرض کنید امروز یک فروشگاه فقط یک محصول خاص میفروشد و نامش را دقیقاً بر اساس همان محصول انتخاب میکند.
چند سال بعد تصمیم میگیرد محصولات دیگری اضافه کند.
حالا ممکن است نام اولیه دیگر با فعالیت جدید مجموعه هماهنگ نباشد.
به همین دلیل هنگام انتخاب نام باید فقط به وضعیت امروز فکر نکرد.
بهتر است از خودتان بپرسید:
اگر کسبوکار من در آینده بزرگتر شود، آیا این نام هنوز مناسب خواهد بود؟
نامی که امکان توسعه فعالیت را محدود نکند، در بلندمدت انعطاف بیشتری ایجاد میکند.
اسم خوب باید قابل جستوجو هم باشد
امروز نام یک کسبوکار فقط روی تابلو یا کارت ویزیت دیده نمیشود.
مشتری ممکن است آن را در گوگل، شبکههای اجتماعی یا نقشهها جستوجو کند.
بنابراین بهتر است قبل از نهایی کردن نام، بررسی شود که آیا نام مشابهی در بازار وجود دارد یا نه و پیدا کردن کسبوکار با این نام در فضای آنلاین چقدر آسان خواهد بود.
اگر چندین مجموعه با نامهای بسیار مشابه فعالیت کنند، ممکن است مشتری در پیدا کردن مجموعه موردنظر دچار اشتباه شود.
یک اسم خوب بدون هویت بصری کامل نیست
نام تجاری بهتنهایی تمام ماجرا نیست.
رنگها، لوگو، فونت، بستهبندی، تابلو، تصاویر و حتی نوع نوشتن نام در فضاهای مختلف، به شکلگیری تصویر برند کمک میکنند.
وقتی این عناصر هماهنگ باشند، مخاطب راحتتر میتواند یک کسبوکار را از میان مجموعههای مشابه تشخیص دهد.
برای همین است که گاهی یک نام ساده، در کنار یک هویت بصری منسجم، بسیار قدرتمندتر از یک نام پیچیده با طراحی نامرتب عمل میکند.
اشتباه رایج؛ انتخاب اسم فقط بر اساس سلیقه شخصی
صاحب کسبوکار طبیعی است که به یک اسم علاقه داشته باشد.
اما علاقه شخصی نباید تنها معیار انتخاب باشد.
ممکن است نامی برای صاحب کسبوکار بسیار زیبا باشد، اما مشتری نتواند آن را تلفظ کند، معنایش را متوجه نشود یا بهراحتی به خاطر نسپارد.
بهتر است قبل از نهایی کردن نام، آن را به چند نفر از افراد مختلف نشان دهید و بدون توضیح اضافه از آنها بپرسید:
-
اسم را چطور میخوانید؟
-
چه چیزی با شنیدن آن به ذهنتان میرسد؟
-
آیا میتوانید چند دقیقه بعد آن را به خاطر بیاورید؟
-
فکر میکنید این نام متعلق به چه نوع کسبوکاری است؟
پاسخها میتوانند نکات جالبی را آشکار کنند.
چه اسمهایی بیشتر در ذهن میمانند؟
هیچ فرمول قطعی برای ساخت یک نام ماندگار وجود ندارد، اما معمولاً نامهایی که ویژگیهایی مثل این دارند، قابلیت بیشتری برای به خاطر سپرده شدن پیدا میکنند:
-
تلفظ نسبتاً ساده
-
نوشتار قابلفهم
-
طول مناسب
-
تمایز از نام رقبا
-
امکان استفاده در فضای آنلاین
-
قابلیت توسعه همراه با کسبوکار
-
هماهنگی با شخصیت و هویت برند
قرار نیست یک اسم همه این ویژگیها را به شکل کامل داشته باشد؛ مهم این است که انتخاب آن آگاهانه باشد.
قبل از انتخاب نام، عجله نکنید
نام تجاری چیزی نیست که بهتر باشد صرفاً برای تمام کردن کار، سریع انتخاب شود.
ممکن است یک اسم در نگاه اول جذاب باشد، اما بعد از مدتی مشخص شود که تلفظ دشواری دارد، مشابه آن قبلاً استفاده شده یا برای فعالیت آینده مناسب نیست.
بهتر است چند گزینه را کنار هم قرار دهید و هرکدام را از چند زاویه بررسی کنید.
نامی که امروز انتخاب میکنید، ممکن است سالها روی تابلو، سایت، بستهبندی، تبلیغات و ارتباط با مشتریان شما باقی بماند.
در نهایت، یک اسم چه زمانی تبدیل به برند میشود؟
یک نام تجاری صرفاً با انتخاب شدن به برند تبدیل نمیشود.
این تجربه مشتری، کیفیت کار، نحوه معرفی، هویت بصری و استمرار فعالیت کسبوکار است که به مرور به آن نام معنا میدهد.
ممکن است یک اسم در روز اول برای هیچکس آشنا نباشد؛ اما اگر پشت آن یک کسبوکار منسجم شکل بگیرد، همان نام میتواند بعد از چند سال برای مشتری تداعیکننده یک تجربه مشخص باشد.
بنابراین هنگام انتخاب نام، فقط نپرسید:
«این اسم قشنگ است؟»
سؤالهای مهمتر اینها هستند:
آیا راحت به خاطر سپرده میشود؟
آیا درست خوانده میشود؟
آیا قابل جستوجو است؟
آیا با مسیر آینده کسبوکار هماهنگ است؟
و آیا میتوانم با گذشت زمان برای این نام یک هویت واقعی بسازم؟
گاهی تفاوت بین یک اسم معمولی و یک نام ماندگار، نه در عجیب بودن آن، بلکه در فکر و دقتی است که پشت انتخابش قرار گرفته است.,